السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

30

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « وَلَوْ رَدُّوه إِلَى الرَّسُولِ وَإِلى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ ، لَعَلِمَه الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَه مِنْهُمْ » ) * در اينجا برگرداندن به خداى تعالى را ذكر نكرد ، با اينكه در آيات قبل آن را ذكر كرده و فرموده بود : « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوه إِلَى اللَّه وَالرَّسُولِ » « 1 » و اين بدان جهت بوده كه « رد » مذكور در آنجا رد حكم شرعى مورد اختلاف است ، كه غير از خدا و رسول ، كسى در آن دست ندارد . و اما « رد » مذكور در اينجا « رد » آن خبرى است كه به وسيله شايعه سازان در بين مسلمانان منتشر مىشد ( كه حال يا مربوط با منيت بود و يا مربوط به ترس ) و معنا ندارد كه « رد » در اين جا نيز همان « رد » در آن جا باشد ( يعنى منظور « رد » به خداى تعالى و كتاب او باشد ) ، چون مساله شايعه مربوط به رسول و به اولى الامر است كه اگر مردم اين مساله را به آنان برگردانند ، آن حضرات مىتوانند استنباط نموده و به مردمى كه مساله را به ايشان « رد » كرده‌اند ، بفرمايند : كه اين شايعه ، صحيح يا باطل است و راست يا دروغ است . پس مراد از علم در اين جا تميز و تشخيص است يعنى تشخيص حق از باطل و راست از دروغ ، نظير علم در جمله : « لِيَعْلَمَ اللَّه مَنْ يَخافُه بِالْغَيْبِ » « 2 » و در جمله : « وَلَيَعْلَمَنَّ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقِينَ » « 3 » . كلمه : « استنباط » به معناى استخراج نظريه و رأى از حال ابهام به مرحله تميز و شناسايى است و اصل اين كلمه از « نبط » گرفته شده ، چون كلمه « نبط » با فتح نون و با به معناى اولين دلو آبى است كه از چاه بيرون مىآيد و بنا بر اين ممكن است كلمه : « استنباط » وصف باشد براى رسول و أولى الامر : به اين معنا كه آن حضرات پيرامون شايعه تحقيق مىكنند و آنچه حق و صدق است ، از چاه ابهام بيرون مىكشند و نيز ممكن است وصف باشد براى همينهايى كه خبر را به آن حضرات « رد » مىكنند ، چون خود آنان نيز با اين عمل خود حق و صدق را استنباط كرده و به آن پى برده‌اند . پس برگشت معناى آيه بنا بر احتمال اول به اين است كه : ( اگر مردم ، آن شايعه را به رسول و أولى الامر كه از جنس خود آنان هستند برگردانند ، آن رسول و آن ولى امرى كه مردم استنباط را از او خواسته‌اند ، حقيقت مطلب را مىفهمد يعنى صواب و موافق صلاح بودن آن را

--> ( 1 ) « سوره نساء ، آيه 59 » . ( 2 ) « سوره مائده ، آيه 94 » . ( 3 ) تا خداى تعالى مشخص كند ، چه كسانى ايمان دارند و چه كسانى منافق هستند . « سوره عنكبوت ، آيه 11 » .